کاش آسمان برای نازنینی که هیچکس را جایگزین نامش نخواهم کرد همیشه نیلی باشد
یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود حالا توضیح را بخوانید: تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم من که بی خورشید چشمات مثل ماه سوت و کورم تازه فهمیدم به جز تو حرف هیچ کی خوندنی نیست آدما میان و میرن هیچ کی جز تو موندنی نیست همه دنیا بخواد و تو بگی نه نخواد و تو بگی آره تمومه پس... همین که اول و آخر تو هستی به محتاج تو محتاجی حرومه نشانی از کسی یا از دیاری نیست به عشقی جز خداوند اعتباری نیست. مثل من با من و حتي مثل تن با من !!! ساده دل بودم كه مي پنداشتم دستان تو بايد مثل هر عاشق رها باشد! تو هم از ما نبودي! تو هم با من نبودي من با تو مي گويم، تو با من نمي گويي اما اگر راستش را بخواهي ... من از تو نمي گويم، دل از تو مي گويد من از دل نمي گويم، عشق از دل مي گويد من از عشق نمي گويم، جادّه ازعشق مي گويد من از جادّه نمي گويم، سرنوشت از جاده مي گويد من از سرنوشت نمي گويم، خدا از سرنوشت مي گويد من از پوچي نمي گويم ، روز مرّه گي از پوچي مي گويد من از دين نمي گويم ، زندگي از دين مي گويد من از زندگي نمي گويم ، تو از زندگي مي گويي من امّا، فقط از تو مي گويم... فقط از تو... و اكنون كه، حتّي نمي گذاري من از تو براي تو بگويم پس چاره اي نيست ؛جز اينكه من بروم و تو بماني با "دنياي بهشت آيين" خود ((مي روم جايز نيست، من رفتم.)) وامّا من.................................. من از خود مي گويم و از خداي خود چون آخر خودم مي مانم وخداي خود نه اين در و ديوارو آدم هاي دلرباي دنياي خداي خود. در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود گذشت زمان برآنهاکه منتظرندبسیارکند برآنهاکه می هراسندبسیارتند برآنها که زانوی غم بغل کرده اند بسیاطولانی وبرآنهاکه به سرخوشی می گذرانندبسیارکوتاه می گذرد امابرآنها که عشق می ورزندزمان راآغازوپایانی نیست باران که می بارد یادم می رود که تو چه بودی و چه کردی. کاش می دانستم باران چه رازی دارد که مرا بی قرارو دلتنگ تو می کند.... گاهی فکر می کنم اگر رفتن انقدر اسان است پس چرا من جا مانده ام و اگر سخت است تو چرا ساده کوچ کردی و رفتی... خودت هم می دانی که هر چه بود به خاطر تو بودو بس. من به راحتی می توانستم برنده ی این قمار از پیش باخته باشم اما خواستم تو پیروز شوی.اما بدان همیشه حق با برنده ها نیست می شود در حین بازنده بودن دوای قلب شکسته را از خدا گدایی کرد. ای کاش بدانی تاریخ آمدنت را به یاد دارم اما تاریخ رفتنت را وقتي نميتوني فرياد بزني، ناله نکن!!! خاموش باش!!! قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟ تو محکومی به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي... دکتر شریعتی روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشهاى در وسط آکواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمىداد.او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مىکرد، همان دیوار شیشهاى که او را از غذاى مورد علاقهاش جدا مىکرد… پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آنسوى آکواریوم نیز نرفت !!! یک روز مانند پرنده ی سرگشته پروبال شکسته طوفان زده و آشیان گم کرده از دیار غربت به سرزمین عشق تو روی آوردم سرزمینی که خیال میکردم پر از نور امید است حرارت خورشید و بوی باران دارد اما افسوس که مرغ بیشه های غریب نمیدانست که روزی این سرزمین را امیدی نیست و روشنایی اش را دیری نمیپاید. نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
تمام اين روزها اين لحظات و حتي غريبه هايي كه بعدا وارد زندگيمان شدند روزي پايان خواهند گرفت... تنها چيزي كه مي ماند كمي گذشت و اندكي مهربانيست... بايد بتوان مهرباني را درون قلب خويش نفوذ داد تا به گذشت رسيد... و من خدايي دارم كه مهرباني را ذره ذره درون رگهايم جاري ساخته... عشق آن است كه با آن به خوبيها رسيد و قشنگيها را لمس كرد... اگر عشق صرفا به گناه و تسخير شدن يك جسم مادي ديگر ختم شود عشق نيست و چيزي نيست جز يك لذت زودگذر و يا دست يافتن به لذتي كه برآورده نشده...و وااااي به روزي و لحظه اي كه آن لذت و نياز برآورده شود... در آنصورت ديگر چيزي براي بقاي حرمتها باقي نخواهد ماند! يادم باشد براي بدست آوردن شادي خودم دلي را اندوهگين نسازم... يادم باشد عزيزانم هيچ گاه برايم تكراري نشوند... يادم باشد حرمت دل كسي را نشكنم و خوشبختي را از كسي نگيرم براي آنكه خود به خوشبختي برسم...! يادم باشد روحي را نيازارم... يادم باشد زماني عاشق زميني ها شوم كه اول خدا را از عشق خود سير كرده باشم... و حالا خورشید هر روز تو رو به یاد من می اورد می خواهم فراموشت کنم اما این خورشید با هیچ دستمالی از پنجره ها پاک نمی شود از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار به اندازه یک نگاه ، به اندازه یک لبخند تا بیاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم راه زندگي راه گلزارها نيست بلكه راه خارهاست، پس بايد پاهاي قوي داشته باشيم تا به راحتي از اين خارها بگذريم يک نصيحت : مواظب خودت باش . يک خواهش : هيچ وقت عوض نشو . يک آرزو : فراموشم نکن . يک دروغ : دوست ندارم . يک حقيقت : دلم برات تنگ شده ، و يک رؤيا : تو رو تا ابد داشتن خدايا! ما اگر بد کنيم،تو را بنده هاي خوب بسيار است، تو اگر مدارا
نکني ما را خداي ديگر کجاست ؟ خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم هاي گذشته، فراموش نکردن عبرت هاي گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه
است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند. زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي.
شخصی در یک تست هوش دردانشگاه که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده شرکت کرده .
سوالات این مسابقه به شرح زیر میباشد :
1-جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
الف-116 سال ب-99 سال ج-100 سال د- 150 سال
آن شخص از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد .
2-کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته میشود؟
الف-برزیل ب-شیلی ج-پاناما د-اکوادور
آن ازدانش اموزان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست .
3-مردم روسیه در کدام ماه انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف-ژانویه ب-سپتامبر ج-اکتبر د-نوامبر
آن شخص از خدا کمک خواست .
4-کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟
الف-ادر ب-البرت ج-جورج د-مانویل
آن شخص این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .
5-نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس ارام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف-قناری ب-کانگرو ج-توله سگ د-موش صحرایی
آن شخص از خیر یک میلیون دلار گذشت .
جواب سوالات در پایین
اگر شما فکر میکنید که از آن شخص باهوشتر هستید و به هوش او میخندید پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید :
1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید .
2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته میشود.
3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته میشود.
4- نام کوچک شاه جورج البرت بود.(در 1936 او نام کوچک خود را تغییر داد.)
5- توله سگ . در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA که در فارسی به معنی جزایر توله سگها است .
نتیجه اخلاقی : هرگز به ذکاوت خود مغرور نشوید و به دیگران نخندید .
![]()

این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها انچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است .حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید![]()
![]()
در اینجا چهار سوال معمولی و یک سوال جایزهدار وجود دارد. شما باید فوراً به آنها پاسخ دهید. نباید وقت زیادی تلف کنید، به همه سوالات فوراً پاسخ دهید.
قبوله؟
آماده؟ حرکت !!!
سوال اول:
شما در یک مسابقه سرعت شرکت کردهاید.
از نفر دوم سبقت میگیرید؟
اکنون در چه جایگاهی قرار دارید؟
جواب
اگر پاسخ شما جایگاه اول بوده، بهطور حتم شما دارید اشتباه میکنید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جایگاه او را به دست خواهید آورد پس دوم میشوید!
سوال دوم:
اگر از نفر آخر سبقت بگیرید، جایگاه شما .... ؟
جواب
اگر پاسخ شما جایگاه یکی مانده به آخر بوده، دوباره دارید اشتباه میکنید!
به من بگو ببینم: تو چطور میتونی از نفر آخر سبقت بگیری؟؟؟
تا اینجا که زیاد خوب نبودی! بودی؟
سوال سوم:
یه سوال خیلی ساده ریاضی!
توجه: این مسئله فقط باید در کله شما حل شود! از کاغذ و قلم و ماشینحساب استفاده نکنید.
1000 تا بگیر و 40 تا بهش اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه بهش اضافه کن.
حالا 30 تا اضافه کن.
1000 تای دیگه اضافه کن.
حالا 20 تا اضافه کن.
حالا 1000 تای دیگه هم اضافه کن.
حالا 10 تا بهش اضافه کن. مجموعش چقدر شد؟
جواب
مجموعش شد 5000 تا؟
جواب درست در حقیقت 4100 میباشد!
قبول نداری؟ با ماشین حساب دوباره حساب کن!
امروز قطعاً روز تو نیست.
سعی کن سوال آخر را درست جواب بدی
سوال چهارم:
پدر مریم پنج تا دختر داره:
نانا،
نِنِ
نینی
نُنُ
اسم دختر پنجم چیه؟
جواب
نونو؟
نه ! البته نه.
اسمش مریمه!
سوال رو دوباره بخون.
خُب، حالا سوال جایزهدار:
یه آقای کر و لالی میخواد مسواک بخره. با در آوردن ادای مسواک زدن، میتونه خواستهاش را به دکاندار حالی کنه و موفق به خرید مسواک بشه.
سوال:
حالا اگه یه مرد کوری بخواد عینک آفتابی بخره، چطوری باید منظورش رو به فروشنده حالی کنه؟
جواب
اون فقط باید دهنشو باز کنه و اینو از فروشنده بخواد. به همین سادگی!
وضعت چطور بود؟![]()
![]()
اگر دفتر خاطرات طراوت،
پر از ردپای دقایق نبود؛
اگر ذهن آیینه خالی نبود؛
اگر عادت عابران بی خیالی نبود؛
اگر گوش سنگین این کوچه ها،
فقط یک نفس می توانست،
طنین عبوری نسیمانه را به خاطر بسپارد؛
اگر آسمان می توانست یکریز،
شبی چشم های درشت تو را جای شبنم ببارد؛
اگر ردپای نگاه تو را باد و باران،
از این کوچه ها جارو نمی کرد؛
اگر قلّک کودکی لحظه ها را پس انداز می کرد...
اگر خاک کافر نبود،
و روی حقیقت نمی ریخت...
اگر ساعت آسمان دور باطل نمی زد...
اگر کوه ها کر نبودند؛
اگر آب ها تر نبودند؛
اگر باد می ایستاد؛
اگر حرف های دلم بی اگر بود...
اگر فرصت چشم من بیشتر بود...
اگر می توانستم از خاک،
یک دسته لبخند پرپر بچینم...
تو را می توانستم،
ای دور
از دور،
یک بار دیگر ببینم...!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تنها یاد توست که در تنهایی مطلق به دادم میرسد
تنها یاد توست که دنیای پر تلاطم مرا آرامش می دهد
هرگاه از همه کس دلگیر می شوم
هر گاه از دنیا فاصله می گیرم
فقط و فقط تو می مانی و یادت
آنگاه است که من از خود نیز جدا می شوم و فارغ از دنیا به سوی تو می آیم
پس رویت را از من بر نگردان![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هزاران بار خط زده ام تا فراموش کنم از تو دورم.....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میدانید چـــــرا ؟
دیوار شیشهاى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سختتر و بلندتر مىنمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش
اگر ما در میان اعتقادات و باورهاى خویش جستجو کنیم، بىتردید دیوارهاى شیشهاى بلند و سختى را پیدا خواهیم کرد که نتیجه مشاهدات وتجربیات ماست و خیلى از آنها وجود خارجى نداشته بلکه زائیده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با دستای گرمِ ستاره نویست
تو بارون رسیدی، ترانه رها شُد
شبِ کهنه کوچید، جهان مالِ ما شُد
من از تو شکفتم، من از تو رسیدم
یه دنیای تازه، تو چشم تو دیدم
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد!
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره، دلم بی قراره
نه شب عاشقانه س، نه رؤیا قشنگه
دلم بی تو خونه، دلم بی تو تنگه
یه فانوسِ مُرده تو برقِ چشامه
بدونِ تو حسرت همیشه باهامه
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |





